وصیت شهدا
جنگ دفاع مقدس

 

میخواستم بزرگ بشم...
درس بخونم مهندس بشم...
خاکمو آباد کنم ...
زن بگیرم...
مادر و پدرمو ببرم کربلا...
...
دخترمو بزرگ کنم ببرمش پارک ,تو راه مدرسه باهم حرف بزنیم
خیلی کارا دوست داشتم انجام بدم
خب نشد...باید میرفتم از مادرم, پدرم ,خاکم , ناموسم ,دخترم , دفاع کنم
رفتم که ...
دروغ نباشه
احترام کم نشه
همدیگرو درک کنیم
ریا از بین بره
دیگه توهین نباشه
محتاج کسی نباشیم
الان اوضاع چطوره؟....

چفيه و اهميت آن در جبهه
«چفيه» كه به آن «چپي» هم مي گفتند، دستمالي است نخي به طول و عرض تقريبي يك متر كه قدرت جذب رطوبت آن زياد است. چفيه در جبهه کاربردهای زیادی داشت، براي عموم هم حوله حمام بود، هم سفره نان. در كارهاي سنگين آن را مثل شال به كمر مي بستند و موقع گرد و غبار - خصوصاً در مناطق رملي - و وزيدن بادهاي تند به سر و صورت مي پيچيدند. همچون بغچه و ساك دستي، وسايلشان را در آن مي گذاشتند و به حمام و خريد مي رفتند. وقتي از آسمان آتش مي باريد و هوا فوق العاده گرم بود، آن را خيس مي كردند و جلو صورت در خلاف جهت باد مي گرفتند كه با وزيدن نسيمي شبيه كولر مي شد و هوا را مطبوع و دلپذير مي كرد؛ منتها به خاطر شدت گرما، خيلي زود خشك مي شد. وقتي آن را خيس مي كردند و باد مي دادند و به صورت فرد گرمازده مي انداختند، او در هواي پنجاه درجه شلمچه از مرگ حتمي نجات مي يافت. چفيه در اوقات فراغت كنار رودخانه ها، سدها، هورها و كانال ها تور ماهي گيري بود. شب چهارشنبه سوري براي بعضي دستمالي بود كه با آن به «قاشق زني» مي رفتند و آن را به چادر فرماندهان و تداركات مي انداختند و تا سنگين نمي شد آن را بيرون نمي كشيدند. هر وقت رزمندگان از عمليات برمي گشتند و تداركات گردان مي خواست به آنها شربت بدهد، نو و تميز آن صافي شربت بود. در عمليات، براي بستن زخم مجروحان بهترين و در دسترس ترين باند و شريان بند بود و موقع پاتك هاي شيميايي در نبود ماسك ضد گاز، بهترين وسيله، چفيه خيس بود. در جابه جايي مهمات سبك، فشنگ و نارنجك و خمپاره 60 خصوصاً از نوع غنيمتي آن مثل بغچه بود. چفيه را هنگام نماز مثل شال به كمر مي بستند يا دور گردن مي انداختند و بعضي هم آن را مانند عمامه به سر مي پيچيدند و یا مثل عبا روی دوش می انداختند. يا مثل سجاده پهنش مي كردند و روي آن به نماز مي ايستادند. چفيه سربند پيك هاي موتورسوار گردان بود؛ مخصوصاً در هواي سرد و براي جلوگيري از سينوزيت. چفيه وسيله خوبي بود براي گريستن در عزا و مصيبت اهل البيت عصمت و طهارت(ع). چفيه مشخص ترين وسيله در لباس بسيجي بود و يادگار سال هاي رزم و مقاومت، و تنها چيزي كه رزمنده مي توانست موقع به شهادت رسيدن به هم رزمش ببخشد كه نشاني از همه بي نشاني ها بود. چفيه بهترين وسيله اي بود و هست كه وقتي در حجله شهيد و تابلوي مزار او قرار مي گيرد، به تنهايي رنگ و بوي همه آن شجاعت ها و غربت ها و مظلوميت ها، ناله ها و ندبه ها و استغاثه ها و شهادت ها و پايمردي ها را با خود دارد. چفيه وسيله اي همه كاره بود. علاوه بر آنچه پيش تر ذكر شد، در دسترس ترين كفن براي پيكر قطعه قطعه شده شهدايي بود كه هم رزمانشان مي توانستند با خود به عقب ببرند. وسيله اي براي پوشاندن چهره «پا لگدكن» (نماز شب خوان)ها، دور كننده حشرات سمج و موذي، دستمال مرطوب براي پيشاني برادران تب دار، عرق گير چهره هاي سوخته گرمازده در پشت تويوتا و موقع راه پيمايي هاي طولاني، هديه اي كه روز عيد غدير به بچه سيدها مي دادند، دستگيره اي براي برداشتن ظرف غذاي داغ، لنگ و حوله حمام و بالاخره جايگزيني براي دستمال ابريشمي كه در گذشته بعضي با پرتاب آن به جلو و ايجاد صدا مزاح مي كردند.

تاریخ انتشار: ﺳﻪشنبه 26 خرداد 1394
رمضان، ماه مهمانی خدا بر مسلمانان مبارک باد

  رمضان، ماه مهمانی خدا بر مسلمانان مبارک باد

امتیاز: Article Rating
برکات ماه رمضان

آيت الله جوادي آملي
ماه مبارك رمضان كه از آن به عنوان (عيد اولياي الهي) ياد شده است، ممتاز ترين زمان پيوند خلق با خالق و موسم ميهماني پر راز و رمز الهي براي انسان است. اهميت ايجاد آمادگي لازم براي ورود به اين ضيافت آسماني از وظائف معنويِ حتمي براي سير و سلوك كامل و جامع در ماه خدا محسوب مي شود.
تحليل معلّم بزرگ اخلاق، «حضرت آيت الله جوادي آملي» در اين باره، ره توشه سالکان وخداجویان مومن است كه از نظر خوانندگان عزیز مي‌گذرد.
نيل به فرشته خوئي، اثر ماه مبارك رمضان در انسان
اين فرمايشي كه مرحوم سيّد محمّد كاظم در عروه دارد، اين يك فرمايشي نيست كه خود ايشان گفته باشد؛ اين را بزرگان فقهي ما مثل صاحب جواهر (رض) دارند. اين در فقه ما مطرح است كه اصلاً روزه فضيلتش اين است كه انسان شبيه فرشته بشود. اينكه فرمود:اَنفاسُكُمْ فِيهِ تَسبِيح، نُومُكُمْ فِيهِ عِبادَه (1). شما در آن خطبه اوّل نهج البلاغه يا سائر خطبه‌ها مي بينيد وقتي وجود مبارك حضرت امير (ع) فرشته‌ها را معرفي مي كند، شئون فرشته‌ها به تسبيح و تهليل و تكبير و تَحميد بر مي گردد. انسان يك چنين خوئي را، يك چنين فضيلتي را پيدا مي كند.
ماه مبارك رمضان، ظرف نزول قرآن كريم
خداوند هم وقتي اين ماه را معرفي مي كند، مي گويد: ماهي است كه قرآن درآن نازل شده، نه ماهي كه روزه در آن واجب شده. وقتي قرآن باشد، صدها حُكم و حِكم هست كه يكي از آنها جريان روزه است. فرمود: شَهرُ رَمَضان الَّذِي اُنزِلَ فِيهِ القُرآن (2)، نه شَهرُ رَمَضان الَّذِي كُتِبَ فِيهِ عَلِيكُمُ الصِّيام! روزه يكي از زير مجموعه هاي قرآن كريم است.
قرآن که شِفاء مردم بيدار و بينا است، امّا وَ لا يَزِيدُ الظّالِمِينَ إلا خَساراً. هيچ كتابي براي مُلحدان و كافران و فاسقان و عاصيان تلخ‌تر از قرآن نيست! سخت‌تر از قرآن نيست. زيرا مخالفت با قرآن، عذاب أليم و ابد را به همراه دارد و چيزي هم براي تبهكاران بدتر از ماه مبارك رمضان نيست. هيچ شبي به اندازة شب قدر براي معصيّت كاران بَدتر نيست. اين هم هست. اگر قرآن شِفاءٌ لِلنّاس است، وَ نُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ مَا هُوَ شِفآءٌ وَ رَحمَه، وَ لا يَزِيدُ الظّالِمينَ إلا خَساراً (3).لِيلَهُ‌ القَدرِ خِيرٌ مِنْ ألْفِ شَهر(4)، همين لِيلة قدر كه بهترين شب‌هاي سال است، براي عاصيان و فاسقان بَدترين شب ايّام است. زيرا گناه در آن شب با گناه شب هاي ديگر فرق دارد.
ماه مبارك رمضان، آغاز سال سالكان طريق معرفت
مطلب مهم اين است كه الآن در پايان ماه شريف شعبان هستيم، وارد دهه سوّم شديم. آنها كه مسائل اقتصادي و مالي دارند؛ اگر كشاورز باشند، سال مالي شان اوّل پائيز است و امثال اينها. اگر تاجر باشند، برابر تجارتشان براي خودشان سال مالي دارند كه در اين سال چقدر سود بردند، چقدر سود نبردند؛ متضرر شدند يا نه. امّا آنها كه اهل سير و سلوكند، اهل طي اخلاقي‌اند؛ اوّل سالشان اوّل ماه مبارك رمضان است.
امثال ابن طاووس‌ها وقتي مي خواهند كتاب دعاهايشان را تدوين كنند، اوّلين بابش همين ماه مبارك رمضان است. ماه شعبان آخرين ماهشان است. اين بزرگواران ماه شعبان كه شد، خيلي سراسيمه‌اند. چون سال اخلاقی شان دارد تمام مي شود؛ امسال من چه كردم! اواخر شعبان در نهايت تلاش و كوششند كه خسارت‌ها را جبران كنند.
ضرورت بهره برداري معنوي از ماه شعبان
آن بزرگوار اگر گفته است:
ماه شعبان مده از دست قَدح كين خورشيد
از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد
همين است،‌ چون اهل اين راه است. مي گويد: درياب ماه شعبان را، وگرنه ماه مبارك رمضان خبري نيست! ماه مبارك رمضان ماه راه است، نه ماه جائزه! شب و روز ماه رمضان بايد بدوي تا شب عيد فطر و روز عيد فطر كه لِيلَهُ الجَوائِز و يُومُ الجَوائِز است، جائزه‌ها را بدهند، چيزي گيرت بيايد! وگرنه اين خورشيد وصال وقتي ماه شعبان تمام شد، ديگر خبري نيست تا شب عيد فطر.
حالا وقتي عيد شوال شد، عيد رمضان شد، عيد فطر شد؛
روز عيد است و من مانده در اين تدبيرم
كه دهم حاصل سي روزه و ساغر گيرم
جائزه كه مي دهند، در برابر كار مي دهند! لذا اين چند روز را خيلي بايد دريابيم، اين يك. خطبة نوراني وجود مبارك رسول گرامي (ص) كه يا در آخرين روز ماه شعبان یا آخرين جمعة ماه شعبان ايراد كرده‌اند. در آن خطبه اين تحليل عقلي را رعايت كرده‌اند.
فرمودند: مردم! بسياري از شما بدهكاريد؛ كيست كه مي تواند بگويد: من نه حقُّ الله به عهده دارم، نه حقُّ النّاس؟! پس اصل اوّل اين است كه ما مديونيم. كسي مي تواند ادّعا كند كه من نه حقُّ‌الله به عهده دارم، نه حقُّ النّاس؟! اصل دوّم؛ اگر ما بدهكاريم، حقُّ‌الله داريم يا حقُّ النّاس داريم، اين بدهكار بايد گرو بسپارد. چون مديون بايد گرو بدهد.
اصل سوّم؛ اگر كسي دين مالي داشته باشد به بانك و امثال بانك؛ حالا يا خانه، يا زمين، يا فرش، اينها را گرو می‌سپارد. امّا اگر به خدا بدهكار بود، چه را گرو مي سپارد؟ فرش را، زمين را، خانه را؟! يا گوهر خودمان را گرو مي‌گيرند!! اين هم اصل چهارم. فرمود:‌ شما بدهكاريد، شما را به چنگ آوردند، در گروئيد. اين بيان نوراني حضرت كه در آن خطبه آمده است، به استناد آياتي است كه در قرآن فرمود: كُلُّ امرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهينٌ (5)، كُلُّ نَفسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهينَهٌ‌(6). اين « رهين » فَعيل به معني مفعول است؛ يعني مرهون، يعني گرو.
ترسيم صحنه قيامت در احوال انسان روزه دار
ماه مبارك رمضان در آن خطبة نوراني وجود مبارك پيغمبر(ص) بركات فراواني دارد كه يكي‌اش اين است كه روزه گرفتن، شما را از بسياري از معارف آگاه مي كند. يكي اينكه اوضاع قيامت را براي شما ترسيم مي كند. عدّه اي از شما به عمره مفرده يا حج مشرّف شديد يا إن شآءَ‌الله مشرّف مي شويد. انسان وقتي احرام بست، بسياري از فضائل را در دوران احرام تمرين مي‌كند كه وقتي از احرام به در آمد، برابر همان امور تمرين شده،جامعه خودش را اصلاح كند.
درماه مبارك رمضان هم انسان به فكر گرسنگي و تشنگي قيامت مي افتد. چون در قيامت اينچنين نيست كه انسان احتياج به غذا نداشته باشد. احتياج به غذا و آب دارد‌ و هيچ چيز هم در آنجا نيست!! هر كس مهمان سفره خودش است. إنَّ الأوَّلينَ وَ الآخِرينْ لَمَجمُوعُونَ إلي مِيقاتِ يُومٍ مَعلُوم (7). لذا يك عدّه گرسنه‌اند، يك عدّه هم متنعّمند. اگر كسي به فكر تأمين مال ديگري نبود، به فكر تكاثر بود، نه به فكر كوثر؛ در صدد گران كردن بود، تورّم بود، تَطفيف و كم فروشي بود، مشكل ديگران را افزوده كرد؛ اين شخص هميشه گرسنه مي ماند.
حضرت در اين خطبة نوراني فرمود كه شما روزه مي گيريد تا با گرسنگي و تشنگي اين ماه به فكر گرسنگي و تشنگي قيامت باشيد(8)؛ مشكلات ديگران را حل كنيد.
فرزندان، امتحان و دشمن براي انسان
آنوقت ديگر هيچ كس حاضر نيست به تعبير آنها، براي آينده ذخيره بكند كه معلوم نيست آينده بچّه‌ها به چه صورت در بيايد. به ما فرمودند: اگر فرزندانتان آدم هاي بدي‌اند كه داعي نداري دينت را براي بچّه هاي بد از دست بدهي؛ اگر آدم هاي خوبي‌اند كه خدا اينها را رها نمي كند! قسمت مهم اينهائي كه وضع مالي شان خوب است؛ اين پولها را يك عدّه به فكر ربا هستند يا در فكر توليد صحيح نيستند.اينها خيال مي‌كنند براي آينده مثلاً نافع است. دربارة آينده هم خداي سبحان فرمود: اين فرزندها يك آزموني‌اند(9)، بعضي هم دشمنند براي شما؛(10).
اين ماه مبارك رمضان همة اين ارزيابي‌ها را به انسان تفهيم مي‌كند. فرمود: خودتان را با قرآن بسنجيد. اين ميزان شماست، شما موزونيد. معارف قرآن،‌ آيات قرآن، اخلاق قرآن، حقوق قرآن، فقه قرآن وزن است؛‌ با اينها خودتان را بسنجيد تا قرآني بشويد و حالت هاي خاصيّ كه در ماه مبارك رمضان پيش مي آيد، شما را به ياد قيامت متذكّر بكند،آنگاه احساس مي كنيد راحتيد.
سبكبار بودن، راه ملحق شدن به انبياء و اولياء
خدا عاقل‌تر از انبياء و اولياء خلق نكرده است. اگر بيراهه رفتن لذّت داشت، آنها مي رفتند. اينها كه عاقل‌ترين مردمان عالمند، گفتند: ما مسافريم؛ هر چه سبك تر، بهتر: تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا. آن بيان نوراني رسول خدا (ص) كه فرمود: نَجَا المُخَفَّفُون (11)، همان بيان را امير المؤمنين(ع) با اين جملة آهنگين تعبير كرده؛ تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا(12). اگر خواستيد اهل سير و سلوك باشيد، اگر خواستيد به اولياء برسيد، به آنها ملحق بشويد، وَ اللّازِمُ لَهُمْ لاحِق (13)، در اين صلوات هنگام زوال ماه شعبان مي خوانيد؛ اگر بخواهيد به اينها ملحق بشويد، آدم بايد سبكبار باشد، بار كسي روي دوشش نباشد و علم و معرفت و اخلاق الهي انسان را سبكبار مي كند.
برگرفته از بيانات معظم له در نماز جمعه قم؛
24/ 7/ 1383 و 1/ 6/ 1387
و درس اخلاق در ديدار با طلاب حوزه علميه تهران، دانشجويان دانشگاه علم و صنعت و مسئولان راديو معارف؛
پائيز 1382
___________________
(1) وسائل الشيعه/ 10/ 313
(2) بقره/ 185
(3) اسراء/ 82
(4) قدر/ 3
(5) طور/ 21
(6) مدّثر/ 38
(7) واقعه/ 49 و 50
(8) وسائل الشيعه/ 10/ 313
(9) انفال/ 28
(10) ر. ك: تغابن/ 14
(11) مكارم الأخلاق/ 440
(12) نهج البلاغه/ خ 21 و 167
(13) بحار الأنوار/ 84/ 67
برگرفته از سایت: www.kayhan.ir
تصاویر
  • رمضان، ماه مهمانی خدا بر مسلمانان مبارک باد
ثبت امتیاز
جستجو