قیام خونین 17 شهریور امور ایثارگران دانشگاه علوم پزشکی ایلام ولی چناری مشاور ردیس دانشگاه ذوالفقار مهردادی کارشناس
وصیت شهدا
جنگ دفاع مقدس

 

میخواستم بزرگ بشم...
درس بخونم مهندس بشم...
خاکمو آباد کنم ...
زن بگیرم...
مادر و پدرمو ببرم کربلا...
...
دخترمو بزرگ کنم ببرمش پارک ,تو راه مدرسه باهم حرف بزنیم
خیلی کارا دوست داشتم انجام بدم
خب نشد...باید میرفتم از مادرم, پدرم ,خاکم , ناموسم ,دخترم , دفاع کنم
رفتم که ...
دروغ نباشه
احترام کم نشه
همدیگرو درک کنیم
ریا از بین بره
دیگه توهین نباشه
محتاج کسی نباشیم
الان اوضاع چطوره؟....

چفيه و اهميت آن در جبهه
«چفيه» كه به آن «چپي» هم مي گفتند، دستمالي است نخي به طول و عرض تقريبي يك متر كه قدرت جذب رطوبت آن زياد است. چفيه در جبهه کاربردهای زیادی داشت، براي عموم هم حوله حمام بود، هم سفره نان. در كارهاي سنگين آن را مثل شال به كمر مي بستند و موقع گرد و غبار - خصوصاً در مناطق رملي - و وزيدن بادهاي تند به سر و صورت مي پيچيدند. همچون بغچه و ساك دستي، وسايلشان را در آن مي گذاشتند و به حمام و خريد مي رفتند. وقتي از آسمان آتش مي باريد و هوا فوق العاده گرم بود، آن را خيس مي كردند و جلو صورت در خلاف جهت باد مي گرفتند كه با وزيدن نسيمي شبيه كولر مي شد و هوا را مطبوع و دلپذير مي كرد؛ منتها به خاطر شدت گرما، خيلي زود خشك مي شد. وقتي آن را خيس مي كردند و باد مي دادند و به صورت فرد گرمازده مي انداختند، او در هواي پنجاه درجه شلمچه از مرگ حتمي نجات مي يافت. چفيه در اوقات فراغت كنار رودخانه ها، سدها، هورها و كانال ها تور ماهي گيري بود. شب چهارشنبه سوري براي بعضي دستمالي بود كه با آن به «قاشق زني» مي رفتند و آن را به چادر فرماندهان و تداركات مي انداختند و تا سنگين نمي شد آن را بيرون نمي كشيدند. هر وقت رزمندگان از عمليات برمي گشتند و تداركات گردان مي خواست به آنها شربت بدهد، نو و تميز آن صافي شربت بود. در عمليات، براي بستن زخم مجروحان بهترين و در دسترس ترين باند و شريان بند بود و موقع پاتك هاي شيميايي در نبود ماسك ضد گاز، بهترين وسيله، چفيه خيس بود. در جابه جايي مهمات سبك، فشنگ و نارنجك و خمپاره 60 خصوصاً از نوع غنيمتي آن مثل بغچه بود. چفيه را هنگام نماز مثل شال به كمر مي بستند يا دور گردن مي انداختند و بعضي هم آن را مانند عمامه به سر مي پيچيدند و یا مثل عبا روی دوش می انداختند. يا مثل سجاده پهنش مي كردند و روي آن به نماز مي ايستادند. چفيه سربند پيك هاي موتورسوار گردان بود؛ مخصوصاً در هواي سرد و براي جلوگيري از سينوزيت. چفيه وسيله خوبي بود براي گريستن در عزا و مصيبت اهل البيت عصمت و طهارت(ع). چفيه مشخص ترين وسيله در لباس بسيجي بود و يادگار سال هاي رزم و مقاومت، و تنها چيزي كه رزمنده مي توانست موقع به شهادت رسيدن به هم رزمش ببخشد كه نشاني از همه بي نشاني ها بود. چفيه بهترين وسيله اي بود و هست كه وقتي در حجله شهيد و تابلوي مزار او قرار مي گيرد، به تنهايي رنگ و بوي همه آن شجاعت ها و غربت ها و مظلوميت ها، ناله ها و ندبه ها و استغاثه ها و شهادت ها و پايمردي ها را با خود دارد. چفيه وسيله اي همه كاره بود. علاوه بر آنچه پيش تر ذكر شد، در دسترس ترين كفن براي پيكر قطعه قطعه شده شهدايي بود كه هم رزمانشان مي توانستند با خود به عقب ببرند. وسيله اي براي پوشاندن چهره «پا لگدكن» (نماز شب خوان)ها، دور كننده حشرات سمج و موذي، دستمال مرطوب براي پيشاني برادران تب دار، عرق گير چهره هاي سوخته گرمازده در پشت تويوتا و موقع راه پيمايي هاي طولاني، هديه اي كه روز عيد غدير به بچه سيدها مي دادند، دستگيره اي براي برداشتن ظرف غذاي داغ، لنگ و حوله حمام و بالاخره جايگزيني براي دستمال ابريشمي كه در گذشته بعضي با پرتاب آن به جلو و ايجاد صدا مزاح مي كردند.

تاریخ انتشار: یکشنبه 15 شهریور 1394
قیام خونین 17 شهریور

  قیام خونین 17 شهریور

امتیاز: Article Rating

كالبد شكافی یك واقعه
چکیده:
حادثه 17 شهریور تأثیر عمیقی بر روند نهضت مردم ایران گذاشت. با این كه ظاهرا سه هفته كشور را با آرامش نسبی رو به رو كرد، ولی نه تنها توقفی در روند انقلاب ایجاد نشد،‌ بلكه كینه عمومی از حكومت شاهنشاهی بیشتر گردید. كشور یك هفته دست به اعتصاب زد تمامی بازارها و بیشتر اماكن كسب تا 25 شهریور به عنوان اعتراض به این كشتار وحشیانه تعطیل بودند. حكومت نظامی تا واپسین روز دوام نظام شاهنشاهی پا برجا بود،‌ اما عملا كارآیی نداشت و هرگز نتوانست مقررات خشك خود را در شهرها تزریق كند.
سال پایانی حكومت پهلوی در حالی آغاز شد كه علیرغم اوج گیری اعتراضات مردمی ،‌كمتر كسی باور می‌كرد كه این رژیم نتواند سال جاری را به پایان برساند البته بودند كسانی چون امیراسدالله علم – یار همراه محمدرضا پهلوی – كه در یادداشتهای روزانه‌اش فروپاشی حكومت را پیش بینی كرده بود، ‌اما هنوز زنگ خطر جدی در بین رجال پهلوی به صدا در نیامده بود.
تابستان 1357 دوره پر التهابی آغاز شد كه به سقوط حكومت انجامید. روز شانزدهم شهریور ،‌ به ویژه در تهران ،‌اعتصاب سراسری به وقوع پیوست و همچنین به دعوت روحانیان تهرانی در این روز راهپیمایی بزرگی صورت گرفت. در مقدمه كتاب انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواك درباره وقایع نیمه دوم شهریور 1357 و به ویژه كشتار 17 شهریور همان سال آمده است:‌
در این حركت اجتماعی؛ همچون راهپیمایی بزرگ عید فطر (13/6/1357) مردم بار دیگر نفی سلطنت و تغییر نظام حكومتی را خواستار شدند و نیز با گل و گلاب و نقل از نظامیانی كه در خیابانها مستقر بودند استقبال كردند. این شیوه از مخالفت كه با دفع حكومت و جذب ارتش همراه بود هر چه زودتر می‌باید متوقف می‌گردید چرا كه ادامه آن موجب تزلزل هر چه بیشتر پایه های حكومت می‌شد. برپایی حكومتت نظامی تنها چاره پیش رو بود. مقامات بلند پایه نظامی و امنیتی حكومت بیش از دیگر دولتمردان به ایجاد حكومت نظامی تأكید داشتند. در واپسین ساعات روز شانزدهم شهریور اعلامیه برقراری حكومت نظامی در تهران و یازده شهر دیگر نوشته شد.
با این كه روحانیان تهران برای روز هفدهم شهریور تظاهرات و راهپیمایی پیش بینی نكرده بودند،‌ اما مردم قرار تجمع این روز را در میدان ژاله گذاشتند. طعم تلخ این حكومت ساعت 9 صبح به مردم حاضر در میدان چشانده شد و با گشودن رگبار مسلسل‌ها تعداد قابل توجهی از مردم به شهادت رسیدند و بسیاری زخمی شدند.
از همان روز آن شایعه در سطح كشور پراكنده شد كه سربازان اسرائیلی دست به این كشتار وحشیانه زده‌اند . مردم باور نمی‌كردند كه هموطنان نظامی‌شان این چنین به روی آنها آتش بگشایند.
حادثه 17 شهریور تأثیر عمیقی بر روند نهضت مردم ایران گذاشت ؛‌ با این كه ظاهرا سه هفته كشور را با آرامش نسبی رو به رو كرد، ولی نه تنها توقفی در روند انقلاب ایجاد نشد،‌ بلكه كینه عمومی از حكومت شاهنشاهی بیشر گردید؛ كینه‌ای كه سر بسته باقی نماند- مانند آنچه پس از 15 خرداد 1342 روی داد- و همچنان تا سقوط سلطنت فوران كرد.
كشوریك هفته دست به اعتصاب زد. تمامی بازارها و بیشتر اماكن كسب تا 25 شهریور به عنوان اعتراض به این كشتار وحشیانه تعطیل بودند .
حكومت نظامی تا واپسین روز دوام نظام شاهنشاهی پا برجا بود،‌ اما عملا كارآیی نداشت و هرگز نتوانست مقررات خشك خود را در شهرها تزریق كند. برای نمونه با این كه اجتماع بیش از سه نفر در حكومت نظامی واكنشی از خود نشان نمی‌دادند.
اسناد به جای مانده از دستگاه امنیتی پهلوی دوم نشان می‌دهد كه سرآغاز راهپیمایی روز جمعه هفدهم شهریور 1357 ،‌ راهپیمایی چند روز قبل (31/6/1357) عید فطر بود. در سندی از ساواك ضمن اشاره به راهپیمایی عید فطر ،‌ تظاهرات مجدد در منطقه قیطریه تهران در روز شانزدهم شهریور بررسی شده است (‌سند شماره 1 )‌
روزنامه اطلاعات نیز روز شانزدهم شهریور درباره نظر مراجع تقلید راجع به راهپیمایی این روز چنین آورده است:‌
"‌به قرار اطلاع طی تماس‌هایی كه امروز رهبران دولتی با مراجع تقلید گرفتند مسأله عدم صدور اعلامیه برای راهپیمایی امروز تأیید شده است.. اما از سوی دیگر زمزمه‌هایی كه از چند روز قبل و بخصوص از صبح دیروز در شهر شنیده می‌شد حاكی از تعطیل عمومی و راهپیمایی امروز بود. به همین منظور فروشگاه‌های تهران دیروز شلوغ‌ترین روز خود را پشت سر نهادند. در كلیه نانوایی‌ها و قصابی‌ها و سوپر ماركت‌ها ازدحام غریبی وجود داشت و مردم آذوقه دو روزه خود را تهیه دیدند. این حركت نشان دهنده این بود كه خبر تعطیلی عمومی امروز و راهپیمایی كه قرار بوده است از مسجد قبا در قیطریه آغاز شود چندان هم صورت شایعه نداشت است. اما آنجه به تعطیل عمومی و راهپیمایی امروز كه به خاطر حرمت خون كشته شدگان روزهای اخیر صورت گرفت قوت میداد این بود كه از دیشب و از نخستین ساعات بامداد امروز مأموران گارد و شهربانی در میادین مختلف و نقاط حساس شهر مستقر شدند و از سوی دستگاه های انتظامی تداركات لازم برای جلوگیری از تظاهرات انجام گرفت."‌
ضد اطلاعات ژاندارمری هم در این مورد به ساواك چنین گزارش می‌دهد:‌ خبر واصله حاكی است تظاهر كنندگان خیابان كوروش كبیر [شریعتی]‌ و سه راه تخت جمشید [طالقانی]‌ به وسیله نوشته،‌ قرار ملاقاتهای بعدی خود را به شرح زیر تعیین می‌نمایند.
1. فردا صبح محل ملاقات منزل آقای نوری واقع در آب سردار خیابان شهدا
2. فردا شب محل ملاقات مسجد قبا
3. سیار
4. سند دیگری از ساواك موضوع اعلام حكومت نظامی در تهران و 11 شهر كشور و اعلامیه‌ دولت را درباره آن بیان می‌كند . این سند قصد دارد چنین وانمود كند كه خویشتنداری مأموران نظامی از كشتار مردم جلوگیری كرده است . در عین حال این سند نشان می‌دهد كه علل نارضایتی مردم و خواست مشروع آنها از دید مأموران حكومت پنهان نبوده است. ( سند شماره 2)
نوشته‌های معتبر دیگری نشان میدهد كه حكومت نظامی و مقابله با مردم با تأیید مستقیم شخص شاه به اجرا در آمده است.
" طبق منابع موجود شورا ی امنیت ملی متشكل از نخست وزیر ، ‌وزیر امور خارجه ،‌رئیس ستاد ارتش ،‌رئیس ساواك ،‌ رئیس شهربانی ‌، فرمانده ژاندارمری و وزیر كشور روز شانزدهم شهریور جلسه‌ای تشكیل میدهد. در این جلسه سپهبد مقدم رئیس وقت ساواك اظهار میدارد كه طبق گزارش‌های رسیده تظاهرات پنج شنبه ( 16/6/57) روز جمعه هم ادامه خواهد داشت و این كه " قرار است فردا در مملكت آشوب به پا بكنند و مملكت را به هم بزنند . من مراتب را به عرض اعلیحضرت رساندم كه به نظر من ضرورت دارد كه اعلام حكومت نظامی بشود. " (‌ انقلاب اسلامی به روایت رادیو بی بی سی،‌ صص 228 و 229)‌شاه به مقدم دستور می‌دهد مسأله را در شورای امنیت بررسی كنند. رئیس اداره دوم و سوم ارتش هم كه در این جلسه شركت كرده بودند به برقراری حكومت نظامی تأكید می‌كنند. پس از این جلسه شریف امامی ،‌ نخست وزیر شاه هیأت دولت را تشكیل می‌دهد. اعضای هیأت دولت قبل از نیمه شب دور هم جمع می‌شوند و آنجا سپهبد مقدم و ارتشبد ازهاری رئیس ستاد نسبت به برقراری حكومت نظامی تأكید می‌كنند . هیأت دولت نیز به این موضوع رأی می‌دهد شریف امامی در آخرین مرحله برپایی حكومت نظامی را به نظر شاه می‌رساند و تأیید نهایی را از او می‌گیرد "‌
در پی تصویب قانون حكومت نظامی و اعلام بی‌موقع و با تأخیر آن ،‌ مردمی كه بسیاری از آنان بدون اطلاع از مقررات منع آمد و شد به محل راه‌پیمایی روز هفدهم شهریور آمده بودند، به خاك و خون كشیده شدند. گزارش ساواك درباره واقعه این روز حاوی نكات بسیاری است. ( سند شماره 3 )‌
نخستین بار ساعت شش صبح روز هفدهم ،‌ اعلامیه اجرای مقررات حكومت نظامی از رادیو خوانده شد بر این اساس تنها تعداد اندكی از مردمی كه آماده راهپیمایی بودند از این مقررات اطلاع داشتند و مقایسه شعارهای مردم در حركت اولیه به سمت میدان شهدا و پس از فاجعه ،‌ گویای این مطلب است. در ابتدای حركت به سوی میدان شهدا،‌ شعار بیشتر مردم "‌ نصر من الله و فتح قریب بود‌"‌ این در حالی است كه پس از كشتار مردم ،‌ شعارهایی چون "‌ قتلگه پهلوی ،‌ژاله تهران شده / قتلگه پهلوی ،‌تمام ایران شده " و " ارتش بگو گل گلوله است؟‌ "‌ به گوش می‌رسید.
یكی از خبرنگاران حاضر در میدان شهدا ،‌ خبرنگار روزنامه فیگارو بو. مشاهات وی به نقل از روزنامه كیهان چنین است:
ساعت هشت صبح میدان ژاله ،‌ارتش و نیروهای امنیتی كاملا در میدان مستقر گشته‌اند و تمام راه‌هایی را كه به میدان متصل می‌شود بسته‌اند. ماسك‌های ضد گاز ،‌ كلاه كاسك‌ها ،‌سرنیزه‌ها و تفنگ‌های نشانه رفته در پرتو نور خورشید می‌درخشید. راه پیمایان و تظاهركنندگان كجا هستند؟ بله اینجا هستند. در میدان و كوچه‌ها طوری موضع گرفته‌اند كه به سختی دیده می‌شوند و در حالتی جدی و فریب دهنده اما كاملا هوشیار و آگاه از ریسكی كه در پیش دارند،‌آن هم بدون كوچكترین سلاحی و تنها با دست خالی همراه با فریادها و پلاكاردهایی كه در دست دارند. در ساعت 15/8 از قسمت فرماندهی نظامی صدایی كه با بلندگو تقویت شده است چنین میگوید:‌ حكومت نظامی است. به شما دستور داده می‌شود كه متفرق شوید ، ما را مجبور به تیراندازی نكنید. جمعیت یكصدا پاسخ می‌دهد: ما شاه نمی‌خواهیم جمهوری اسلامی میخواهیم ،‌مرگ بر شاه جانی 30/8 هیجان و اضطراب بیشتر شده و جمعیت فشرده‌تر می‌گردد . فریادهای شادی جمعیت حاكی از ورود آیت‌الله نوری است. وی با جرأت و شهامت به طرف نیروهای امنیتی می‌رود و پس از مختصری گفت و گو با یكی از افسران باز می‌گردد و با اشاره سر از جمعیت می‌خواهد تا به آهستگی روی زمین بنشینند و جمعیت نیز بدون كوچكترین واكنشی به دعوت وی لبیك میگوید 15/9 از قسمت دیگر میدان به یكباره صدای رگبار مسلسل‌ها شنیده می‌شود. من بلافاصله خود را به روی زمین انداخته و به سختی به طرف پیاده رو می‌رسم ؛ جایی كه سربازان ردیف اول بدون وقفه شروع به تیراندازی به طرف ما نموده‌اند. تیراندازی مدت 30 ثانیه به طول انجامید. تیراندازی به مردم بی‌دفاع و بی‌سلاح چه كار آسانی بود،‌ چرا كه جنگ نبود،‌ بله یك كشتار دسته جمعی بود. خیابانی كه تا دقایقی قبل از انبوه جمعیت سیاه می‌زد،‌ اكنون پر از اجساد ،‌ كفش‌های خونین ، پلاكاردهای پاره و زخمی‌هایی كه كشان كشان خود را به طرف زخمی دیگر می‌رساندند . در آن طرف پیاده‌رو و خیابان فریادها شدیدتر میگردید. فریادی با درد و الم ناشی از كشتار بی‌رحمانه توأم با ذكر خدا و بیان این جمله كه خدایا،‌ خدایا تو آگاهی و می‌بینی كه چه كردند. "
جان دی . استمپل كه خود از مسؤولین رده بالای سفارت ایالات متحده آمریكا در ایران بود،‌ بعدها كتابی منتشر كرد. وی در كتاب خود درباره واقعه میدان شهدا می‌نویسد:‌
"‌ بلادرنگ پس از آغاز برخورد در میدان ژاله ، مجروحین حادثه به سه بیمارستان واقع در ناحیه روانه شدند. منابع پزشكی كشته شدگان را بین 200 تا 400 نفر برآورد كردند. در ابتدا دولت مدعی شد كه مقتولین 58 نفر بوده‌اند اما در عرض یك هفته این رقم به 122 نفر افزایش یافت كه به این رقم بین 2000 تا 3000 زخمی نیز افزوده گردید. در نیم روز 8 سپتامبر (17/6/57) رقم مقتولین اعلام شده از طرف مخالفین 400 تا 500 نفر بود،‌ اما طی 24 ساعت تا حدود 1000 نفر بالا رفت ... قبرستان بهشت زهرا تنها محل رسمی دفن مردگان در تهران به كنترل مخالفین درآمد و نیز تحریكات قابل توجهی درباره ثبت ارقام قبور مقتولین از هر دو طرف به عمل آمد پزشكانی كه مدت 36 ساعت كار كرده بودند عقیده داشتند كه رقم 300 تا 400 كشته و 3000 تا 4000 مجروح كه در بیمارستانها و مراكز درمانی درمان سرپایی شده‌اند برآوردی منطقی است. "‌
گفتنی است اعتراض علیه حكومت در تهران ‌،در روز هفده شهریور ،‌‌تنها مختص میدان شهدا نبود . اسناد ساواك نشان می‌دهد كه تا پایان این روز ،‌ زد و خودروهای خیابان در سایر نقاط این شهر وجود داشت . ( سند شماره 4)‌
خاطرات مردمی گردآوری شده در دفتر ادبیات اسلامی درباره واقعه‌ایی روز و گزارش سند شماره 3 ساواك ،‌چنین است:
" مردم به خاطر این كه گاز اشك آور اثر نكند اول دو تا از این ماشین‌های پست را آتش زندند،‌ دو تا از این ماشین وانت پیكان‌های پست را سوزاندند.
بعد هجوم بردند. به طرف راهنمایی و رانندگی و آنجا را آتش زدند و بعد اداره پست را طرفهای ظهر كوروش پیروزی را در چهار راه كوكاكولا آتش زدند..."‌
در پی كشتار مردم در روز هفدهم شهریور كه جمعه سیاه لقب گرفت ؛ آیت‌الله العظمی سید محمدرضا گلپایگانی تلگرافی خطاب به جعفر شریف امامی نخست وزیر ارسال كرده و به برخورد حكومت با مردم اعتراض نمود. سند شماره 5 من گزارش ساواك در این باره و سند شماره 6 متن تلگراف ایشان به نخست وزیر است.
همانطور كه در ابتدای مطلب آوردیم ،‌ در پی واقعه میدان شهدا شایعه حضور سربازان اسرائیلی در ایران قوت گرفت . در واقع مردم ایران نمی‌توانست بپذیرد كه هموطن او در لبس ارتشی كه بایستی حامی مردم و كشور باشد، ‌در مقابل خانواده‌اش ایستاده و به سوی او مسلسل بگشاید. ساواك نیز با جدیت تمام در پی تكذیب این شایعه بود. ( سند شماره 7)‌
علیرغم این كه رادیو و تلویزیون نیز در سیطره كامل حكومت نظامی قرار داشت اما نیروهای طرفدار انقلاب به دنبال اعلام همدردی با مردم بودند . خبری از روزنامه آیندگان در این باره جالب توجه است . این روزنامه اعلام نمود كه بعد از ظهر روز 17/6/1357 ،‌شبكه دوم تلویزیون ملی ایران یك موزیك غم انگیز پخش كرد. یكی از مسئوولان تلویزیون كه متوجه شد این كار در اعتراض به كشتار مردم تهران در صبح همان روز در میدان شهدا بود،‌ بلافاصله دستور داد آن را قطع كنند و به جای آن برنامه رنگارنگ را كه مجموعه نمایش‌های طنز همراه با رقص و آواز بود،‌ پخش كنند.
پس از فاجعه میدان شهدا‌، تعدادی از نیروهای حاضر در صحنه‌ی كه به نقل از فرمانده گردان 174 فرمانداری نظامی در این واقعه فعالیت چشمگیری داشتند،‌ تشویق شدند. ( سند شماره 8 )‌
به غیر از اعتراضات مردمی ، ‌اعلامیه دو مرجع بزرگ قم مرحوم آیت‌الله العظمی سید محمدرضا گلپایگانی و مرحوم آیت‌الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی ؛‌ همچنین اعلامیه مشترك این دو مرجع به همراه آیت‌الله سید محمد كاظم شریعتمداری در اسناد ساواك منعكس است. (‌سندهای شماره 10-8)
اسناد شماره 11 تا 22 نشان دهنده وضعیت كلی كشور پس از فاجعه هفده شهریور و برگزاری مراسم مختلف یاد بود برای شهدای این روز است
یكی از مواردی كه در بحبوحه مبارزات مردمی در ماههای آخر حكومت پهلوی به چشم میخورد سكوت اكثر رسانه‌های غربی همارهی تعدادی از آنها با حكومت پهلوی و تحریف اخبار مربوط به وقایع ایران است. سندهای شماره 23 و 24 نمونه‌هایی از گزارشات ساواك را درباره اخبار رسانه‌های غربی نشان میدهد.
فرماندار نظامی تهران هنگام وقوع فاجعه هفده شهریور ارتشبد غلامعلی اویسی بود سند شماره 25 گویای سر در گمی فرماندار نظامی وقت و عجز وی از مقابله با مردم است:‌ این سر در گمی به نخست وزیر وقت – جعفر شریف امامی – نیز سرایت كرده بود. وی كه خود عامل اصلی اعلام حكومت نظامی و كشتار مردم بود، در پایان سخنانش در مجلس شورای ملی به " روان پاك درگذشتگان در وقایع اخیر درود فرستاد. "‌
شریف امامی هم به دنبال تبرئه خود بود،‌ هم در پی فریب مردم و هم مانند كسی كه بن بست رسیده بود به هر دری می‌زد ( سند شماره 26)
یكی از موضوعاتی كه مردم شركت كننده در راهپیمایی روز هفده شهریور و بازماندگان شهیدان و مجروحان حادثه در پی آن بودند، ‌اطلاع از نظر رهبر انقلاب حضرت امام خمینی ( ره ) در این باره بود. اعلامیه امام ( ره)‌ كه بلافاصله پس از این واقعه در نجف منتشر شد و به سرعت اكثر مردم ایرن از آن آگاهی یافتند. در واقع به حركت مردم مشروعیت بخشید و مردم شادمان از مهر تأیید مرجع و رهبرشان‌ به مبارزه تا سرنگونی حكومت پهلوی ادامه دادند.

پي نوشت :
مركز بررسی اسناد تارخی وزارت اطلاعات ؛‌ انقلاب اسلام یبه روایت اسناد ساواك ؛‌ كتاب یازدهم ؛‌ تهران ،‌ 1381 ؛ ص ص ج و د
2 روزنامه ،‌اطلاعات؛ 16/6/1357 ؛ ش 15705 ، ص 4
3 مركز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات ؛‌ همان ؛‌ ص 8
4 همان ؛ ص 43
5 كیهان "‌ ش 13239
6 جان ،‌دی،‌ استمپل ؛‌ دروان انقلاب ایران ؛‌ ترجمه منوچهر شجاعی ؛‌ انتشارات رسا ؛ ص 168
7 آیندگان، ش 3228 ؛‌ ص 16


منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی
تصاویر
  • قیام خونین 17 شهریور
ثبت امتیاز
جستجو